السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )

173

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )

1 . اعادهء معدوم اگر براى يك‌بار جايز باشد ، براى بار دوم ، سوم ، چهارم و بيشتر از آن نيز جايز خواهد بود ، زيرا اعادهء دوم و سوم و چهارم و ساير اعاده‌ها همانند اعادهء اوّل هستند . به بيان ديگر ، هيچ فرقى ميان معاد اوّل و ديگر معادها نيست ، و به حكم قاعدهء « حكم الامثال فيما يجوز و فيما لا يجوز واحد ؛ امور همسان و همانند داراى احكام يكسانى هستند » ، جواز و امكان اعادهء اول مستلزم جواز و امكان ديگر اعاده‌هاست . يعنى اگر شيئى در روز اوّل ماه موجود بود و در روز دوم از بين رفت و آن‌گاه در روز سوم دوباره موجود شد و سپس در روز چهارم از بين رفت ، بايد بتوان آن را در روز پنجم براى بار سوم به وجود آورد و هم‌چنين ، در روز هفتم براى بار چهارم و به همين ترتيب تا بىنهايت . « 1 » زيرا هيچ فرقى ميان بازگشت اوّل و بازگشت دوم و سوم و . . . وجود ندارد ، و نمىتوان گفت : اعاده براى بار اول ممكن است ولى براى بار دوم و سوم و . . . ممكن نيست . 2 . اگر يك شىء چندين بار اعاده شود ، هيچ فرقى ميان معاد اول و معاد دوم و معاد سوم و . . . نخواهد بود . زيرا همه عين شىء آغازين بوده و هيچ تفاوتى با آن ندارند . بنابراين ، اگر « الف » را ديديم كه اعاده شده است ، نمىتوان گفت كه آن شىء اعاده شده ، معاد اول است يا معاد دوم و يا معاد سوم ، زيرا همهء اينها عين يكديگرند و هيچ امتيازى از هم ندارند . 3 . به مقتضاى قاعدهء « الشىء ما لم يتشخص لم يوجد » ، يك شىء تا از هر جهت تعيّن نيابد ، موجود نمىشود . يعنى موجوديت همراه با تعيّن و تشخص بوده ، و شىء نمىتواند درحالىكه مبهم و مردد است ، موجود شود . هر موجودى در تمام جهات وضع مشخصى دارد ؛ مكانش ، زمانش ، كمّش ، كيفش ، عددش و خلاصه همهء ابعاد وجوديش ، در واقع ، ثابت و مشخص مىباشد ، گرچه براى ما نامعلوم

--> ( 1 ) . در مثال فوق ، تفكيك زمانى ميان مبتدأ و معاد و هم‌چنين ميان معاد اوّل و معاد دوم و . . . براى تقريب به ذهن است تا مسئلهء تعدد اعاده‌ها - كه ، همان تعدد معادهاست و تفاوتشان اعتبارى است و نه حقيقى - روشن شود و گرنه ، همان‌طور كه در دليل سوم توضيح داده شد ، مبتدأ و معاد و نيز معاد اول و دوم و . . . بايد در همهء خصوصيات مشخّصه ، از جمله زمان ، يكسان باشند .